مرد ولگرد
این هم جدید ترین غزل من تقدیم به همه دوستان عزیزم.
از اساتید خواهش میکنم نقد بفرمایید
باز در خـلوت غمـگیـن خودم درد شـدم
گرم فکـرت شدمو از همه جا طَرد شـدم
غــم آوارگـیِ فـکر تو را مـی خـوردم
به خـــیالت زدمو آدم ولــگرد شدم.
.
.

مرد ولگرد
باز در خـلوت غمـگیـن خودم درد شـدم
گرم فکـرت شدمو از همه جا طَرد شـدم
غــم آوارگـیِ فـکر تو را مـی خـوردم
به خـیالــت زدمـو آدمِ ولـگرد شـدم
به خـیالت زدمو یـک شـبه ده قـافیه را
مثـل پایــیز فرو ریــخـتمو زرد شـدم
باز هـم خاطره ام غرق هـیاهـوی تو شد
که چنیـن ساکتو آزرده و دلسـرد شـدم
و خـیالت که قـسم خورد عـذابـم بدهد
دود تـلخـی ته سـیگار شدو گَـرد شـدم
از سـرم عـقل پرید و غـزلی زجِّـه زدم
بعد آن هر چه جنونت سرم آورد شـدم
بی تو صد بار خـیالت به زمینم زده است
خواب بودی که ندیدی چقَدَر مرد شـدم
دست آخر شدو–شب-آسِ دل انداختو من
باز در خـلوت غمـگیـن خودم درد شـدم
………………………………..
28 مرداد 92
در پناه حق
علی توکلی