قالب وبلاگ

اشعار علی توکلی.شعر امروز رسالتی برای آیندگان

سلام.اینم یه شعر جدید از امید صباغ نو

 


حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

.

.

.

 


 

حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنار تو قدم می زدم و دور و برم
چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم

پای عشق تو برادر کُشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم

بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد وُ قافیه ها ریخت به هم
.
.
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟
!

 

امید صباغ نو

 

[ سه‌شنبه 06 فروردین 1392 ] [ 17:57 ] [ alitavakoli ]

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

علی توکلی اهل تهرانم و زاده فروردین ۶۹ شعر میگویم تا نفس بکشم اینجا سپید ها،مثنوی ها،چهارپاره ها و آن عصاره های وجودم غزل ها را... تقدیم‌نگاهتان میکنم
نويسندگان
امکانات وب


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران