|
اشعار علی توکلی.شعر امروز رسالتی برای آیندگان |
شعر بی فلسفه...
سلام به دوستای عزیزم ببخشید که اینقدر دیر آپدیت میشم.راستش اینروزا بدجور گرفتارم. انشاا.... به زودی از خجالتتون در میام. خب این جدید ترین شعر من هستش که تقدیم میکنم به شما....
مــی خواهم از تو شعر بگویم نمی شود گـویـا دلــم برای تـــو مــحرم نمی شـود یا سرنوشت من به نگاه تو بسـته نیسـت یا این گـره به دسـت تو محکـم نمی شود . . .
شعر بی فلسفه... مــی خواهم از تو شعر بگویم نمی شود گـویـا دلــم برای تـــو مــحرم نمی شـود
یا سرنوشت من به نگاه تو بسـته نیسـت یا این گـره به دسـت تو محکـم نمی شود
در آخـــرین نــگـاه تو مـغــرور بـوده ام آنــم که جز درون خودش خــم نمی شود
این ماجراکه قصه ی فرهادو تیشه نیست این دفعه مرگ چاره ی این غم نمی شود
صـد آرزوی مــرده کـه از توست یادگار حــتی ازآخــریـن غــزلـــم کــم نمی شود
حـــالا که شــعرفلسفه ای از نبود توست هــرگــز وجود فلـســفه مـبهـم نمی شود ...... هــــمدست عشق شد که بگوید برای تو.. انــــگـــار شـــاعرِ دلـــم آدم نـــمی شـود
علی توکلی [ یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 ] [ 20:40 ] [ alitavakoli ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |